
«برنامهريزي، شرط لازم براي موفقيت در کنکور است.» اين حرف، تکراريترين و شايد اعصابخردکنترين جملهاي است که کنکوريها در سال کنکورشان ميشنوند، و گرچه درست است، آن قدر کلي است که به هيچ دردي نميخورد. حرف ما اما حرف ديگري است: تا کنکور 88 فقط يک ماه و نيم مانده. چه با برنامه درس خوانده باشيد چه بيبرنامه، اگر در اين فرصت باقيمانده برنامه درست و حسابي نداشته باشيد، زحماتتان خدايناکرده بر باد ميرود...
تابستان قبل از شروع پيشدانشگاهي، تعطيلات عيد نوروز و اين 45 روز باقيمانده به کنکور، مشاوران آموزشي به اين سه مقطع زماني ميگويند: مقاطع استراتژيک. کنکوريهاي 88 حالا در سومين موقعيت استراتژيکشان قرار گرفتهاند. بيبرنامه بودن در هر يک از اين سه مقطع، خطرناک است و در اين سومي، خطرناکتر. در اين روزهاي آخر بايد چه کار کرد؟
زماني براي دوره درسها
درس جديد نخوانيد. هرقدر خواندهايد، ديگر بس است. اگر شما 80 درصد از مباحث کنکور را با کيفيت 100 درصد خوانده باشيد، اوضاعتان خيلي بهتر است از داوطلباني که 100 درصد مباحث کنکور را با کيفيت 80 درصد خواندهاند. خلاصه اينکه، ماه آخر وقت «جديد خواني» نيست، وقت «دوباره خواني» است. فقط بايد مرور کنيد. اما چگونه؟ جواب اين سوال برميگردد به اينکه شما موقع درس خواندنتان طي سال تحصيلي، چگونه درس خوانده باشيد. اگر در طول سال، موقع درس خواندن و تست زدن، با علامتگذاري جلو ميرفتيد و مشخص ميکرديد که کجاها ضعفتان بيشتر است و کدام تستها را اشتباه ميزديد، خوش به حالتان. کارتان ساده ميشود. براي «دوباره خواني» ميتوانيد از مرور همان تستهاي علامتخورده استفاده کنيد. البته اهميت تستزني در دروس اختصاصي بيشتر از دروس عمومي است. دروس عمومي (و به ويژه دو درس ادبيات و معارف) را ميتوانيد با خلاصه نويسيهايتان و يا نشانهگذاريهايي که در کتاب و جزوهتان ايجاد کردهايد، دوره کنيد.
دوره به معني واقعي کلمه
هنگام مرور ـ يا به اصطلاح دوره ـ مباحث درسي بايد به دو نکته مهم توجه کنيد. اول اينکه هميشه از درسها و مباحثي شروع به دوره کنيد که ضعف بيشتري در آنها احساس ميکنيد و دوم اينکه اولويت را بدهيد به مرور درسها و مباحثي که مدت بيشتري از مطالعهشان گذشته است اما حواستان به اين نکته هم باشد که اگر بخواهيد در مرور هم از همان روشهاي مرسوم مطالعه استفاده کنيد، براي يک مرور جامع، لااقل به يک فرصت 6 ماهه احتياج داريد و در اين 45 روز کاري از پيش نميبريد. پس بايد به درک درستي از مفهوم مرور برسيد:
مرور صرفا به معناي تکرار مطالعه نيست. در انتهاي مرور مطالب هر درس، بايد بتوانيد مطالب درسي را خلاصهتر و منظمتر به ذهن بسپاريد، يعني قرار نيست که در مرور هم روي تمام جزييات بياهميت و يا مطالبي که از پيش آموختهايد، بيجهت تاکيد کنيد بلکه بايد سعي کنيد با درک مفاهيم اصلي بين آموختههايتان ارتباط برقرار کنيد. با اين حساب، هدف مرور عبارت است از جمع بندي مطالب، ايجاد پلهاي ارتباطي بين مباحث مختلف، سازماندهي و فراگيري مفهومي مطالب درسي.
مرور با تست يا مرور با کتاب؟
همه درسها را نميشود ـ و نبايد ـ يک جور خواند و دقيقا به همين ترتيب، همه درسها را نميشود ـ و نبايد ـ يک جور مرور کرد. در مرور درسهايي مانند رياضيات و فيزيک، اهميت تستزني بيشتر از مطالعه متن کتاب و جزوه درسي است. براي مرور اين دروس، بهتر است مفاهيم اساسي و حتي نکتههاي ريز را در قالب حل و تمرين تستهاي جامع درک کنيد. حل مفهومي تستهاي کمتر و يادگيري عميقتر مفاهيم درسي، ارجحيت دارد به حل سطحي و روخواني تستهاي فراوان، يعني اگر شما 100 تست فيزيک را 10 بار بزنيد و مرور کنيد و با ريزهکاريهاي طرح تست آشنا شويد، خيلي موثرتر است از اينکه 1000 تست فيزيک را يک بار و يک جا بزنيد و بگذريد. در حل تستهاي اين دروس ضرورت دارد که دست به قلم شويد و تا رسيدن به جواب نهايي، تست را دنبال کنيد.
اما در مرور درسهايي مانند معارف، ادبيات و زيست شناسي اهميت مطالعه متن کتاب و جزوه درسي بيشتر است از حل تمرين يا تستهاي متعدد. البته در مباحثي از دروس شيمي يا زيستشناسي که با حل مساله سر و کار داريد (مثلا مبحث استوکيومتري در درس شيمي و يا مبحث ژنتيک در درس زيست شناسي) به تستزني بيشتري احتياج داريد. در مرور درسهايي مانند عربي و زبان انگليسي هم ميشود گفت که اهميت تستزني با اهميت مطالعه متن کتاب و جزوه درسي تقريبا هم تراز است.
آماده، حرکت!
براي داشتن يک برنامه جامع براي مرور، به موارد زير توجه کنيد:
1) فهرست کاملي از تمام منابع و مباحثي که قرار است در دروس مختلف مرور کنيد، تهيه نماييد.
2) اولويتهاي مرورتان را تعيين کنيد.
3) تخمين بزنيد که مرور هر کدام از مباحثي که قرار است مطالعه شود، حدودا به چه مدت زماني احتياج دارد و سپس تخمين بزنيد که مجموعا براي يک مرور جامع به چه مدت زماني احتياج داريد.
4) با توجه به توان فرديتان و شرايطي که شخصا پيش رو داريد، حدس بزنيد که حداقل هفتهاي چند ساعت ميتوانيد به مطالعه و مرور مباحث درسي اختصاص بدهيد.
5) اگر در بين موارد 3 و 4 نتوانستيد تناسب معقولي برقرار کنيد، يکي از کارهاي زير و يا ترکيبي از سه کار زير را انجام بدهيد:
الف) فهرست هر کدام از مباحث و منابع درسيتان را پالايششدهتر انتخاب کنيد، يعني تعداد منابعي که ميخواهيد براي هر درس يا هر مبحث درسي مرور کنيد، به حداقل برسانيد.
ب) زمان بيشتري را به مرور اختصاص بدهيد، يعني تعداد ساعات مطالعه روزانه و هفتگيتان را به حداکثر برسانيد.
ج) اگر باز هم نتوانستيد بين موارد 3 و 4 تناسب معقولي برقرار کنيد، مطالب کمتري رابراي مرور گزينش کنيد (بر مبناي همان گزينشي که در نکته 4 گوشزد شد.)
6) با توجه به موارد ذکر شده، فهرست تمام مباحث و منابعي را که ميخواهيد در هر هفته مطالعه کنيد، تهيه نماييد و يک برنامه يک هفتهاي و يا چهار روزه براي خودتان بنويسيد.
7) در برنامهريزي هر روزتان، سعي کنيد تعداد دروسي که براي مرور در يک روز کامل انتخاب ميکنيد، کمتر از 3 درس نباشد و اولين مبحث درسي که ميخواهيد در يک روز مطالعه کنيد، مشکلترين درس يا مبحث آن روزتان باشد.
چالههاي برنامهريزي
در اين يک ماه آخر، دو اشتباه هست که ميشود اسمش را گذاشت چالههاي برنامهريزي. مبادا توي اين چالهها بيفتيد:
چاله اول: اختصاص دادن اين فرصت باقيمانده به مطالعه دروس جديد.
چاله دوم: تستزني انحصاري در يک يا چند درس خاص که ضعف کمتري در آنها احساس ميکنيد.
همانطور که ديديد، «جامعيت» و «اولويت بندي» در مرور دروس مختلف، از مهمترين نکاتي است که بايد در برنامهريزيتان در نظر بگيريد.
حمله به تستهاي کلي
«تستهاي موضوعي» ديگر بس است. اگر ميخواهيد آنچه خواندهايد، به بهترين شيوه مرور شود (به ويژه در دروس اختصاصي) برويد سراغ «تستهاي کلي» و در ميان مجموعههاي موجود از «تستهاي کلي» هم، فقط و فقط وقتتان را بگذاريد روي تستهاي چند سال اخير کنکور سراسري و آزاد.
هرچند که دفترچهاي زدن تستها (اول عموميها و بعدش هم دروس اختصاصي به همان ترتيب دفترچه)، جلسه کنکور را بيشتر برايتان شبيهسازي ميکند اما حقيقت اين است که چندان فرقي نميکند اين «تستهاي کلي» را درس به درس بزنيد يا دفترچهاي. مهم اين است که وقت پيشنهادي را براي هر درس رعايت کنيد و تا آنجا که برايتان ممکن است، خودتان را در وضعيتي قرار بدهيد که جلسه کنکور در ذهنتان تداعي شود.
سهم عموميها را زياد کنيد
هرچه به کنکور نزديکتر ميشويم، وقت دروس «عمومي» را (که ماهيتا حفظيترند و احتمال فراموشيشان بيشتر است) بايد در برنامه درسيتان بيشتر و بيشتر کنيد. البته اين حرف، به اين معني نيست که عموميها را بيشتر از اختصاصيها بخوانيد. منظور اين است که اگر به عنوان مثال، تا همين يک ماه گذشته، نسبت ساعات مطالعه دروس اختصاصي به دروس عمومي در برنامه درسي شما 80 به 20 بود، اين نسبت را بايد در يک ماه آخر برسانيد به: 70 به 30 و يا حتي 60 به 40. بازيابي ذهني مطالب حفظي در اين روزهاي پاياني، راندمان تستزنيتان را در کنکور به وضوح افزايش ميدهد.
به ترتيب يا بيترتيب؟
مسوولان سازمان سنجش، همواره دو شيوه تستزني را به داوطلبان پيشنهاد ميکنند: «در روش اول، داوطلب بايد پاسخگويي به سوالات را از ابتداي دفترچه يعني از سوالات زبان و ادبيات فارسي آغاز كند و پس از خواندن كامل و دقيق هر سوال و چهار گزينه مربوط به آن، پاسخ صحيح را انتخاب كند.
اگر داوطلبي با سوالي كه قدرت پاسخگويي به آن را ندارد، برخورد كند، بايد كنار آن سوال، علامتي بزند تا در فرصت باقيمانده پس از اتمام پاسخگويي به سوالات، مجددا به آنها پاسخ دهد.»
اما روش دومي هم هست که کارايي و نتيجهاش معمولا مطلوبتر از روش اول است: «در اين روش پيشنهادي، داوطلب ميتواند پاسخگويي به سوالات را از دروسي كه در آنها توانمندتر و قويتر است شروع كند چرا كه در اين صورت پاسخگويي به سوالات باعث تشويق و اميدوار شدن داوطلب خواهد شد.
البته در اين روش، داوطلب بايد در زمان پاسخگويي به سوالات دقت داشته باشد تا شماره سوال با شماره آن در پاسخنامه تطبيق داشته باشد.»
نه، تو تنها نيستي
اين ماه آخر و اين روزهاي پاياني، هيچوقت و براي هيچ کدام از داوطلبان کنکور، روزهاي خوب و خوشايندي نبوده و نيست. همه کنکوريها، حتي آنهايي که قرار است رتبه بياورند و در رشته دلخواهشان قبول شوند، هيچوقت از اين روزهاي پاياني خوششان نيامده و نميآيد. پس نگران نباشيد. خيال نکنيد فقط خودتان هستيد که استرس داريد و کمي ميترسيد. خيال نکنيد فقط خودتان هستيد که احساس ميکنيد هر چه خواندهايد، از يادتان رفته. نه! حتي خيلي از آنهايي که امسال، سال دوم کنکورشان است با خودشان فکر ميکنند که پارسال همين موقع اوضاعشان بهتر بود و آمادگي بيشتري براي کنکور داشتند. البته نه آنها درست فکر ميکنند، نه شما. اما دانستن همين نکته ساده که شما در چنين احساسات عجيب و غريبي تنها نيستيد و رقباي ديگرتان هم با شما همدرد و همداستاناند، به شما کمک ميکند که با اين قبيل احساسات منفي، راحتتر کنار بياييد و بر اعصابتان مسلط باشيد. يک ضربالمثل در زبان عربي هست که ميگويد: «البليه اذا عمت طابت». شما که ميخواهيد عربي را 100 بزنيد، حتما ميدانيد که معني اين ضربالمثل چيست.
دکتر رضا کياسالار